ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1152

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

آن ضياء سلطنت كاندر بساط عيش او * كهكشان چون مجمر است و مهر چون عود آمده آن وزير مملكت كاندر قماط « 1 » طيش او * آسمان چون جوشن است و ماه چون خود آمده اين مسيحايى كه فخر دوش مريم گشته است * يا سليمانى كه زيب بزم داود آمده بود مانند صفى الله مسجود ملك * گر نمىگفتند رودى از چه مسجود آمده قدسيان از عالم قدسش جدايى داده‌اند * اندر اين عالم از آن رو گريه‌آلود آمده عاجزم از وصف اين گوهر كه آمد در وجود * [ 621 ] مى ندانم چيست يا ربّ كز تو مشهود آمده تاكنون اى دل چنين قدرت نشد مشهود كس * آن‌چه اندر پردهء غيبى نهان بود آمده تا به كى بايد چنين بود از غم دوران ملول * رودها بايد زدن اكنون كه اين رود آمده شد مسمّى پيشواى دويمين يعنى حسن * هرچه نيكويى درين مولود موجود آمده از براى سال تاريخش رقم زد خاورى * از ضيا موجود اين مولود مسعود آمده « 2 » دويم : مرحومه سلطان بيگم ؛ زوجهء محمد خان دولّوى قاجار [ و ] صاحب يك‌نفر صبيّه است .

--> ( 1 ) . پارچه عريضى كه كودك را در آن پيچند . ( 2 ) . اين قطعه در تذكره خاورى موجود نيست . در حاشيه اين بخش « دو نفر پسر » نوشته شده است .